مولویدیوان شمس ← ترجیعات ← شمارهٔ 1
در متن آمدهگر من نبینم مستیت آتش زنم در هستیت
1 بار در این شعر
دانشنامهٔ پژوهشی ادبیات فارسی ویرا
در آثار مولوی
گر من نبینم مستیت آتش زنم در هستیت
1 بار در این شعر
ای عیسی بگذشته خوش از فلک آتش
1 بار در این شعر
ور مسلمان بیندش آتش زند مر کیش را
1 بار در این شعر
آتشت صبر و قرارم همه بربود بیا
2 بار در این شعر
نه از خاکم و نه از بادم، نه از آتش و نه از آبم
1 بار در این شعر
بسوزید آتش تقوی جهان ما سوی الله را
1 بار در این شعر
از جهت چشم بد، آتش و مشتی سپند
1 بار در این شعر
تپشها برج آتش را، ز وهابی بود اکمل
1 بار در این شعر
گفت: « خلیل ز آتشش غم نخورم که من زرم »
1 بار در این شعر
چونک دیک بر آتشم نشاندی
1 بار در این شعر
ز آب چون آتش تو دیگ دماغم جوشید
1 بار در این شعر
یک زبانهست از آن آتش خود در جانم
1 بار در این شعر
مدخل دانشنامهای همنام هنوز ثبت نشده است؛ شاهدهای متنی بالا مستقل از مدخلها هستند.
رابطهٔ مستند یا تفسیر ثبتشدهای برای این مدخلها وجود ندارد. نبود رابطه با نبود واژه در متن یکسان نیست.